خرید بک لینک
دلشوره دارم. بعضی وقتها بی خبری خوش خبریه. اما برای من بی خبری، یه حس متناقضه و اغلب بده! ترجیح میدم یه خبری رو، هر چقدر هم بد، بدونم و تکلیفم با خودم مشخص باشه، تا اینکه ندونم و هی فرضیه سازی کنم که اگه اینجوری باشه اونجوریه و اگه فلان فاکتور رو در نظر بگیریم، ممکنه بهمان اتفاق افتاده باشه یا بیفته. این اخلاقم یه بار شدیداً برام گرون تموم شده ها. اما درس عبرت نمیشه برام انگار. البته الان جنسش متفاوته، ولی خب اذیتم میکنه. + بعضی وقتا شدیداً حس میکنم باید جای کلماتم رو، توی جملاتی که براتون مینویسم عوض کنم! وقتی خودم پست هامو میخونم یاد سریال رستگاران میفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 12:48

دوسال پیش در چنین روزی، یکی از دوستام حسابی سورپریزم کرد. و اون دوست جونم کسی نبود به جز دکمه :) که اینو برام فرستاد و من حسابی ذوقولیده شدم. دیدن دوباره اش کلی خوشحالم کرد :) کاش اصلشم داشتم. دکمه ای هم که داره عروس میشه. امیدوارم خوشبخت بشه و امیدوارم بازم برام هنر در بکنه از خودش :دی مرسی که هستی دکمه جونم :*

dokmeh

برچسب: یادی از دوست,یادی از دوستان,يادي از دوست,یادی از دوستان قدیمی,یادی از دوست قدیمی,یادی از دوستان قدیم,شعر یادی از دوست,اسمس یادی از دوست,شعر یادی از دوستان,یادی از دوست از دست رفته, نویسنده: ماهان قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 12:48

بچه های قدیمی دبیرستان، رو دور هم جمع کردم. یه گروه ساختم توی تلگرام و یکی یکی اضافه شدیم. شدیم بچه های شلوغ انتهای ردیف وسطی کلاس! همون بچه هایی که معلما رو به ستوه میاوردن! و من که وسط این بچه های شلوغ، مثه نخود سیاه، تابلو بودم! شاگرد زرنگ کلاس که همش در حال شیطونی و تقلب رسونی به بچه ها بود و معلما جرات نمیکردن بهش حرفی بزنن :دی یه عالمه عکس با هم به اشتراک گذاشتیم با تیپ های داغوووون! :دی خیلی نوستالژیک بود. ولی با دیدنشون حسابی دلم رفت. بغض کردم. چقدر اون موقعا بی دغدغه بودیم. البته شاید اون موقع هم دغدغه هامون متناسب سنمون ببود، نمیدونم.اما چقدر ساده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 12:48

الحمدلله که این بیان، یه قسمت هرزنامه داره و کامنت های کپی پیستی و تبلیغی رو خودش جدا میکنه و وقت ما رو نمیگیره. خدا خیرت بده بیان! کارت درسته اصلا. من هیچ وقت توی روابطم از کسی متوقع نبودم برام کاری انجام بده. یا شاید بهتره نگم متوقع نبودم، بهتره بگم غرورم قبول نمیکرد از کسی چیزی بخوام. برعکسش تلاش کردم هرجا از دستم بر میاد و میتونم باری از دوش کسی بردارم، در هر قالبی، کمک کنم. حتی اگه خودش ندونه و متوجه نشه. وقتی سالها با یکی اینجوری برخورد کردی، همیشه برای حرفاش گوش شنوا بودی، همیشه براش یه همدل بودی، وقتی خودت ته حسابت دو و نیم قرون بود و میدونستی ندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 12:48

دوست جان: نظرت در مورد این طوسیه چیه. شیکه، نه؟من: خیلی خوشگله اما پاشنه داره! دوست جان: تو چرا همش کفش پاشنه تخت میپوشی؟ توی کفشات اصلاً ندیدم پاشنه بلند! ها چرا! دو سه تایی هست ولی اغلب تختن! اون دو سه تا رو هم فقط توی جاکفشیت دیدم. نمیپوشی که! بیا اینو بردار به اون تیپ طوسیت هم میاد. من: فلسفه ی این کفش های ظریف پاشنه بلند جذاب، اینه که یه جنتلمن کنارت باشه که دستت رو دور بازوش حلقه کنی که بتونی درست راه بری. به درد من نمیخوره! * گیشا - 23 دی 94ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 12:48

همیشه تصورم از عسلویه، یه جای گرم و سوزانه شبیه جهنم. شاید حتی بدتر. که از در و دیوارش شعله آتیش میزنه بالا و یه عده با قیافههای ناراحت و افسرده، و صورت و بدن پرعرق که مأیوسانه نگاهت میکنن، اونجا کار میکنن. انگار دارن یه دوران تبعید سخت رو اونجا میگذرونن، یه چیزی خیلی بدتر از حبس ابد حتی! حالا نمیدونم چی شده که من، با همین طرز تفکر، دارم پامیشم برم اونجا، اونم برای یک هفتهی کامل. البته یه جورایی ناگزیرم، ولی خب میتونستم بگم نمیرم! حتی نمیدونم چی با خودم بردارم. چون باید مستقیم از فرودگاه برم منطقه، و فرصت ندارم برم وسایلمو بذارم هتل، باید با خودم کشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 12:48

این روزا دارم مطمئن میشم که دنیا خیلی نامرده. خیلی پسته. قشنگ به بازیت میگیره و بهت میخنده. همهی باورهاتو، همهی زندگیتو، همهی حستو، همه چیزتو به سخره میگیره. بهت یادآوری میکنه که تو یه ذرهی خیلی کوچیکی و زور اون میچربه. بهت یادآوری میکنه که همیشه بیشتر از اون چیزی که بهت میده ازت میگیره. و اگه صدات دربیاد و فریاد بزنی، بیشتر و بیشتر لهت میکنه. میذاره آبستنِ یه اتفاق شیرین بشی، اتفاقی که منتظرش نبودی، اتفاقی که باعث میشه محدود بشی، درد بکشی، صبحها با تهوع، دیوونه بشی و هر بار کنار سختیهاش لبخند بزنی و به آینده امیدوار باشی. کلی روادامه مطلب

برچسب: آخر دنیا,آخر دنیا کجاست,آخر دنیا 2012,آخر دنیا کی است,اخر دنیا در سال 2012,آخر دنیا چی میشه,اخر دنیا چه می شود,آخر دنیا استرالیا,آخر دنیاست بخند,آخر دنیا یاسر محمودی, نویسنده: ماهان قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 12:48

صفحه بندی